ورود کاربران

ورود به شبکه اجتماعی

ورود به انجمن

معرفی آهنگساز و نوازنده کمانچه شهریار جمشیدی

شهریار جمشیدی متولد 1350 کرمانشاه، در خانواده و محیطی پرورش یافت که گرایش به هنر معنایی نداشت. از کودکی علاقه شدید به نویسندگی و نقاشی داشت و سالها شرح حال خویش و شرایط اجتماعی جامعه­ای را که درآن پرورش یافته بود به قلم می کشید و تنها همدش رُمانهای بزرگان و اندیشمندان عرصه ادبیات کلاسیک جهان بود.

مدتی به خوشنویسی هم پرداخت اما در دراز مدت یگانه عنصر حیات، موسیقی توانست  بیواسطه روح سرگردان و ناآرامش را تسکین و آرامش بخشد. کوهستان زاگرس با قامت سر به فلک کشیده­اش همواره او را امید میبخشیدکه نهراسد و هنر موسیقی را  پیش بگیرد چرا که دشوارترین انتخابش در جامعه­ی سنتی و مذهبی بود.

محمود مرآتی اولین آموزگار هنریش بود که در آموزش موسیقی وسازکمانچه او را یاری نمود  شهریار به مدت دو سال توانست مقدمات موسیقی را نزدش بیاموزد. در ادامه سال 1376 مدرک کارشناسی موسیقی را از دانشگاه هنر تهران اخذ نمود. این تغییربرای او نقطه آ‌غازی گشت که بتواند به دنیای حرفه­ای هنر موسیقی راه یابد و در دانشگاه ازاستادانی چون احمدپژمان، کمال­پورتراب، کامبیزروشن­روان، دکترآریانپور، هوشنگ­کامکار، شریف لطفی، محسن­الهامیان و تقی بینش در زمینه های تاریخ، تئوری و شناخت موسیقی بهره­مند گردید. در همان ابتدا برای ادامه یادگیری کمانچه نزد اردشیرکامکار و هادی منتظری رفت. در دوران دانشجویی با نوازنده توانای باکویی مونس شریف­اُف آشنا و در مدت یکسالی که بااو ارتباط داشت نکات بسیاری در مورد تکنیک وشیوه نوازندگی کمانچه آذری بیاموزد. در واقع نقطه عطف نگرش وی به ساز کمانچه زمانی شکل گرفت که هنرمند مجتبی میرزاده را شناخت دو سال ارتباط نزدیک با وی سبب گردید با شیوه نوازندگی و اندیشه او در موسیقی کُردی مانوس گردد. از جمله فعالیت­های هنری او میتوان: سر­پرستی گروههای دانشجویی در دوران تحصیل، اجرای کنسرتهای پژوهشی در شهرهای مختلف ایران، سرپرستی گروه کابوکی 1377 و اجرای برنامه در تهران، طوس و مهاباد به خوانندگی هنرمند کاوه به­به­زاده و یوسف بلوریان، همکاری با گروه چکاد به سرپرستی علیرضا جواهری سال 1380 اجرای برنامه در تهران، مشهد وگرگان، همکاری با هنرمند بهمن رجبی، اجرای قطعه سواران دشت امید، نظارت ضبط و آهنگساز رادیو تلویزیون کرمانشاه 1381، سرپرست و آهنگساز گروه ژیوار 1382 واجرای کنسرت تهران، تاسیس گروه "دیلان" به نام زنده یادموسیقیدان کرد"قادر دیلان" 1383 و داشتن اجراهایی درفرهنگسرای هنر و سالن رودکی تهران با صدای هنرمند فریبرز رئوفی، آهنگسازی و تنظیم کاست الوناتی 1384 با صدای هنرمند یدالله رحمانی، اجرای برنامه هایی به دعوت کانالهای تلویزیونی KTV، Kurd sat، Zagros در کردستان عراق طی سالهای 2007-2002 میلادی، آهنگسازی ساخت و ضبط اثر "هرو" 1385 با همکاری هنرمند محسن بدری، اجرای کنسرت گروه دیلان درتهران واجرای قطعاتی از موسیقی کردستان و شمال خراسان در محل سالن مؤسسه منظومه خرد تابستان1386.

گروه دیلان:

جمله فعالیت او در زمینه موسیقی کردی می­باشد. سالهاست در این راه به تحقیق و شناسایی فرهنگ موسیقایی پنج منطقه کردستان پرداخته است و بر اساس تِمها و مقامهای این نواحی بداهه نوازی و آهنگسازی می نماید او سعی داشته خویش را به عنوان یک موزیسین کُرد به جامعه هنری معرفی نماید. هنر کُرد با ویژگیهای منحصر به فرد خویش، توانسته راهی نو در هنر موسیقی ایران بگشاید. پر واضح است دارا بودن توانایی و اطلاعات آکادمیک در شناخت و پیشرفت این هنر مهم و پیشرو است. با توجه به این نگرش و دیدگاه و استفاده از تجربه­های متفاوت خویش در موسیقی، در سال 1383 با تمامی مشکلاتی که در این راه بود، گروه دیلان را تاسیس نمود ونام گروه را به یاد بزرگ هنرمند کُرد قادر دیلان (18.03.1999-24.05.1928) برگزید. شاید این اولین بار در تاریخ موسیقی ایران است که نام یک گروه موسیقی را به نام و یاد هنرمندی کُرد برگزینند. دیلان آثار ماندگاری از خویش به جای گذارد هنرمندی پیشرو در دوره خویش ­بود زمانی او به موسیقی روی آورد که کردستان در شرایطی  بس دشوار و ناهموار قرار داشت، او برای یادگیری موسیقی علمی وآکادمیک و ادامه تحصیل به پراگ پایتخت جمهوری چِک رفت و سالها در آن کشور زندگی کرد و در این مدت آثار ماندگاری رابه مجموعه فرهنگ موسیقایی قوم کُرد افزود که هنوز ترانه­ها و نغمه­هایش در هرکوی و برزن کردستان زمزمه میگردد. دیلان آخرین روزهای زندگی پر بارش را هم در ‌‌غربت و دور از وطنش به سر برد و در پراگ چشم از جهان فرو بست !بزرگترین وصیت وی نیز این بود که در زادگاهش به­ خاک سپرده شود و این دین را برگردن دوستان خویش نهاد. از جمله آثار دیلان میتوان قطعات و ترانه­های مختلفی را نام برد که براساس اشعار شاعرانی نوپرداز چون عبدالله گوران آثاری ماندگار آفرید، از جمله این ترانه ها میتوان: قِژ کالی، هاوریم بی­که­س ونیز چند ترانه فولکلور راکه به شیوه خویش تنظیم و باز خوانی کرد نام برده و نیزآثاری حماسی برای ارکستر جهانی که براساس تِمهایی از موسیقی کُردی نوشته بود در آن زمان با ارکستر پراگ اجرا وتعدادی را نیز ضبط نمود.