ورود کاربران

ورود به شبکه اجتماعی

ورود به انجمن

آواها و نواهاي « بيدارسازي»

 

«هوشنگ جاويد» از پژوهشگران بنام در حوزه موسيقي مناطق و نواحي است که تاکنون پژوهش هاي مختلفي در اين حوزه داشته است.

 

او در تاليفي به نام «موسيقي رمضان در ايران» موسيقي را مورد توجه قرار داده و سعي کرده است تا با ثبت و ضبط گوشه هايي از موسيقي فولکلور و آييني که نفس هاي واپسين خود را مي کشد، ارزش اين بخش از موسيقي بازشناخته شود و خون تازه اي در رگ هاي خشکيده آن جريان يابد.

در اين شماره به بخشي از آواها و نواهايي که هنگام بيدار کردن مردم به کار برده مي شد، پرداختيم.ايرانيان براي به موقع بيدار کردن مومنين از خواب، در گذشته تمهيدات گوناگون و زيبايي انديشيده بودند که زيباترين شکل آن، بهره گيري از تنوع موسيقايي بود، در هر منطقه بسته به باورهاي خاص قومي، قبيله اي و عرفي، بيدارسازي به شکلي زيبا صورت مي گرفت.

سحر خواني:

افراد خوش صدا، بر حسب وظيفه اي که ميراث اجدادي شان بود و يا بر حسب تکليفي که بر خود واجب مي دانستند، يک يا 2 ساعت به اذان مانده، مناجات زيبايي را که اغلب منتخبي از اشعار شاعران پهنه ادب پارسي بود، بر بام خانه شان با نواهايي خوش به اجرا در مي آوردند . اين آوازخواني در هر نقطه نام خاصي دارد اما در مضمون، نيايش و توسل در آن جاري است اين نام ها بدين گونه اند: مناجات سحري، سحرخواني، شب خواني رمضان، سحر آوازي و ...

اما اگر منطقه وسيع تر بود، خوش خوان ها به صورت چند نفره به مسجد محله مي رفتند و در گلدسته مسجد جا مي گرفتند و به نوبت، به صورت تک صدايي و يا دوصدايي مناجات سحري را مي خواندند. به اين عمل گلدسته خواني مي گفتند و افرادي که به اين عمل مي پرداختند، «گلدسته خوان» ناميده مي شدند.

اينان تا نزديک اذان کار خود را انجام مي دادند. به نزديک اذان که مي رسيدند ابياتي را مي خواندند که در پايان هر بيت آن يک صلوات بود و همين رمزي بود که مردم تازه بيدار شده را آگاه مي کرد که ديگر وقت کمي براي خوردن سحري دارند. به اين کار «صلوات خواني» مي گفتند .

 

منبع: خراسان شمالی